کتاب لغت

fa ‫در سینما‬   »   pa ਸਿਨਮਾਘਰ ਵਿੱਚ

‫45 [چهل و پنج]‬

‫در سینما‬

‫در سینما‬

45 [ਪੰਤਾਲੀ]

45 [Patālī]

ਸਿਨਮਾਘਰ ਵਿੱਚ

sinamāghara vica

نحوه مشاهده ترجمه را انتخاب کنید:   
فارسی پنجابی بازی بیشتر
‫ما می‌خواهیم به سینما برویم.‬ ਅਸੀਂ ਸਿਨਮਾਘਰ ਜਾਣਾ ਚਾਹੁੰਦੇ / ਚਾਹੁੰਦੀਆਂ ਹਾਂ। asīṁ sinamāghara jāṇā cāhudē/ cāhudī'āṁ hāṁ. 1
a--------m----ra j--ā c--ud---c-----'ā-----. asīṁ sinamāghara jāṇā cāhudē/ cāhudī'āṁ hāṁ.
‫امروز فیلم خوبی روی پرده است.‬ ਅੱਜ ਇੱਕ ਚੰਗੀ ਫਿਲਮ ਚੱਲ ਰਹੀ ਹੈ। Aja ika cagī philama cala rahī hai. 1
Aj- ik--c-gī ph-l--a c-l- ra-ī-hai. Aja ika cagī philama cala rahī hai.
‫این فیلم کاملا جدید است.‬ ਫਿਲਮ ਇਕਦਮ ਨਵੀਂ ਹੈ। Philama ikadama navīṁ hai. 1
Ph---ma---a-ama-n---ṁ-h--. Philama ikadama navīṁ hai.
‫گیشه فروش بلیط کجاست؟‬ ਟਿਕਟ ਕਿੱਥੇ ਮਿਲਣਗੇ? Ṭikaṭa kithē milaṇagē? 1
Ṭi--ṭa-ki----mi-aṇ-g-? Ṭikaṭa kithē milaṇagē?
‫هنوز صندلی خالی وجود دارد؟‬ ਕੀ ਅਜੇ ਵੀ ਕੋਈ ਸੀਟ ਖਾਲੀ ਹੈ? Kī ajē vī kō'ī sīṭa khālī hai? 1
Kī --ē-v----'ī s-ṭ- k--lī hai? Kī ajē vī kō'ī sīṭa khālī hai?
‫قیمت بلیط چند است؟‬ ਟਿਕਟ ਕਿੰਨੇ ਦੀਆਂ ਹਨ? Ṭikaṭa kinē dī'āṁ hana? 1
Ṭ-k----kinē----āṁ han-? Ṭikaṭa kinē dī'āṁ hana?
‫نمایش فیلم کی شروع می‌شود؟‬ ਫਿਲਮ ਕਦੋਂ ਸ਼ੁਰੂ ਹੁੰਦੀ ਹੈ? Philama kadōṁ śurū hudī hai? 1
Ph--am- k--ōṁ ś-rū--udī -a-? Philama kadōṁ śurū hudī hai?
‫نمایش فیلم چقدر طول می‌کشد؟‬ ਫਿਲਮ ਕਿੰਨੇ ਵਜੇ ਤੱਕ ਚੱਲੇਗੀ? Philama kinē vajē taka calēgī? 1
Phi--ma kin- --j- tak--ca---ī? Philama kinē vajē taka calēgī?
‫آیا ‫می‌شود بلیط رزرو کرد؟‬ ਕੀ ਟਿਕਟ ਦਾ ਰਾਖਵਾਂਕਰਨ ਕੀਤਾ ਜਾ ਸਕਦਾ ਹੈ? Kī ṭikaṭa dā rākhavāṅkarana kītā jā sakadā hai? 1
Kī -----a--ā----h-v-ṅka--n- k--ā j--s-ka-ā--ai? Kī ṭikaṭa dā rākhavāṅkarana kītā jā sakadā hai?
‫من دوست دارم عقب بنشینم.‬ ਮੈਂ ਸਭ ਤੋਂ ਪਿੱਛੇ ਬੈਠਣਾ ਚਾਹੁੰਦਾ / ਚਾਹੁੰਦੀ ਹਾਂ। Maiṁ sabha tōṁ pichē baiṭhaṇā cāhudā/ cāhudī hāṁ. 1
Ma-ṁ -abha---ṁ -ichē-b---h----c-h-d---cā--dī -āṁ. Maiṁ sabha tōṁ pichē baiṭhaṇā cāhudā/ cāhudī hāṁ.
‫من دوست دارم جلو بنشینم.‬ ਮੈਂ ਸਾਹਮਣੇ ਬੈਠਣਾ ਚਾਹੁੰਦਾ / ਚਾਹੁੰਦੀ ਹਾਂ। Maiṁ sāhamaṇē baiṭhaṇā cāhudā/ cāhudī hāṁ. 1
M--ṁ---hama-----i-h-------udā---ā-ud--h-ṁ. Maiṁ sāhamaṇē baiṭhaṇā cāhudā/ cāhudī hāṁ.
‫من دوست دارم وسط بنشینم.‬ ਮੈਂ ਵਿਚਕਾਰ ਜਿਹੇ ਬੈਠਣਾ ਚਾਹੁੰਦਾ / ਚਾਹੁੰਦੀ ਹਾਂ। Maiṁ vicakāra jihē baiṭhaṇā cāhudā/ cāhudī hāṁ. 1
Ma-ṁ--i--k----ji-ē-b---ha-ā-cā--d-/ -----ī --ṁ. Maiṁ vicakāra jihē baiṭhaṇā cāhudā/ cāhudī hāṁ.
‫فیلم مهیج بود.‬ ਫਿਲਮ ਚੰਗੀ ਸੀ। Philama cagī sī. 1
Phi---a-cagī-s-. Philama cagī sī.
‫فیلم خسته کننده نبود.‬ ਫਿਲਮ ਨੀਰਸ ਨਹੀਂ ਸੀ। Philama nīrasa nahīṁ sī. 1
P--l--- -----a-n-h---s-. Philama nīrasa nahīṁ sī.
‫اما کتاب مربوط به این فیلم بهتر بود.‬ ਪਰ ਇਸ ਫਿਲਮ ਦੀ ਕਿਤਾਬ ਜ਼ਿਆਦਾ ਚੰਗੀ ਸੀ। Para isa philama dī kitāba zi'ādā cagī sī. 1
P-ra---a -hilam--d- ---āba --'-dā----- s-. Para isa philama dī kitāba zi'ādā cagī sī.
‫موزیک چطور بود؟‬ ਸੰਗੀਤ ਕਿਹੋ ਜਿਹਾ ਸੀ? Sagīta kihō jihā sī? 1
S---t- kih-----ā --? Sagīta kihō jihā sī?
‫هنرپیشه‌ها چطور بودند؟‬ ਕਲਾਕਾਰ ਕਿਹੋ ਜਿਹੇ ਸਨ? Kalākāra kihō jihē sana? 1
Kal------kihō -i-- s-n-? Kalākāra kihō jihē sana?
‫آیا زیرنویس انگلیسی داشت؟‬ ਕੀ ਸਿਰਲੇਖ ਅੰਗਰੇਜ਼ੀ ਵਿੱਚ ਸਨ? Kī siralēkha agarēzī vica sana? 1
K- si-al---a--g----ī--i-a--a-a? Kī siralēkha agarēzī vica sana?

‫زبان و موسیقی‬

‫موسیقی یک پدیده جهانی است.‬ ‫تمام مردم روی زمین موسیقی می نوازند.‬ ‫و موسیقی در تمام فرهنگ ها قابل درک است.‬ ‫یک مطالعه علمی این موضوع را ثابت کرده است.‬ ‫در این تحقیق، موسیقی غربی در یک قبیله منزوی پخش شد.‬ ‫این قبایل بومی آفریقایی تا به حال هیچ دسترسی به دنیای مدرن نداشته اند.‬ ‫امّا، آنها آهنگ های شاد و یا غمگین را از همدیگر تشخیص می دادند.‬ ‫در مورد این که این کار چه دلیلی دارد هنوز تحقیق نشده است.‬ ‫ولی بنظر می رسد که موسیقی یک زبان بدون مرز است.‬ ‫و همه ما به نحوی چگونگی تفسیر صحیح آن را آموخته ایم.‬ ‫امّا، موسیقی هیچ برتری تکاملی ندارد.‬ ‫به هر حال چون می توانیم آن را درک کنیم با زبان ما در ارتباط است.‬ ‫زیرا موسیقی و زبان به هم مربوط هستند.‬ ‫آنها به طور یکسان در مغز پردازش می شوند.‬ ‫آنها همچنین به طور یکسان عمل می کنند.‬ ‫آنها هر دو، لحن ها و صداها را طبق قواعد خاصی با هم ترکیب می کنند.‬ ‫حتّی کودکان موسیقی را درک می کنند، آنها آن را در رحم آموخته اند.‬ ‫آنها آهنگ صدای زبان مادر خود را می شنوند.‬ ‫سپس زمانی که به دنیا می آیند می توانند موسیقی را درک کنند.‬ ‫می توان گفت که موسیقی آهنگ های زبان را تقلید می کند.‬ ‫احساسات هم از طریق سرعت در زبان و موسیقی هر دو بیان می شوند.‬ ‫پس ما می توانیم با استفاده از دانش زبانشناسی خود، احساسات در موسیقی را درک کنیم.‬ ‫برعکس، اهل موسیقی اغلب زبان را آسان تر می آموزند.‬ ‫بسیاری از موسیقی دانان زبان را مانند نواها از بر می کنند.‬ ‫با انجام این کار، آنها می توانند زبان را بهتر به خاطر بسپارید.‬ ‫موضوع جالب این است که نوای لالایی ها در سراسر جهان بسیار شبیه به هم است.‬ ‫این امر ثابت می کند که تا چه اندازه زبان موسیقی بین المللی است.‬ ‫و نیز شاید زیبا ترین همه زبان ها ...‬