کتاب لغت

fa ‫صفت ها 2‬   »   el Επίθετα 2

‫79 [هفتاد و نه]‬

‫صفت ها 2‬

‫صفت ها 2‬

79 [εβδομήντα εννέα]

79 [ebdomḗnta ennéa]

Επίθετα 2

Epítheta 2

نحوه مشاهده ترجمه را انتخاب کنید:   
فارسی يونانی بازی بیشتر
‫من لباس آبی به تن دارم.‬ Φοράω ένα μπλε φόρεμα. Phoráō éna mple phórema. 1
P-o-á--éna-m-le -----ma. Phoráō éna mple phórema.
‫من لباس قرمز به تن دارم.‬ Φοράω ένα κόκκινο φόρεμα. Phoráō éna kókkino phórema. 1
P--rá--é-a---k-i-o ---r---. Phoráō éna kókkino phórema.
‫من لباس سبز به تن دارم.‬ Φοράω ένα πράσινο φόρεμα. Phoráō éna prásino phórema. 1
P-oráō-én- -rásino--hórem-. Phoráō éna prásino phórema.
‫من یک کیف سیاه می‌خرم.‬ Αγοράζω μία μαύρη τσάντα. Agorázō mía maúrē tsánta. 1
Ag--ázō m-a------ -s---a. Agorázō mía maúrē tsánta.
‫من یک کیف قهوه ای می‌خرم.‬ Αγοράζω μία καφέ τσάντα. Agorázō mía kaphé tsánta. 1
A-orá---mí--ka-----s---a. Agorázō mía kaphé tsánta.
‫من یک کیف سفید می‌خرم.‬ Αγοράζω μία λευκή τσάντα. Agorázō mía leukḗ tsánta. 1
A-----ō m------kḗ---á-t-. Agorázō mía leukḗ tsánta.
‫من یک خودروی جدید لازم دارم.‬ Χρειάζομαι ένα καινούργιο αυτοκίνητο. Chreiázomai éna kainoúrgio autokínēto. 1
C--ei-z-m-- -na -ain--rgi- au-okí--to. Chreiázomai éna kainoúrgio autokínēto.
‫من یک خودروی پرسرعت لازم دارم.‬ Χρειάζομαι ένα γρήγορο αυτοκίνητο. Chreiázomai éna grḗgoro autokínēto. 1
C-re-á---ai é-- grḗgor- -u-ok--ē-o. Chreiázomai éna grḗgoro autokínēto.
‫من یک خودروی راحت لازم دارم.‬ Χρειάζομαι ένα άνετο αυτοκίνητο. Chreiázomai éna áneto autokínēto. 1
C-----z--a- --- á---o-autok---to. Chreiázomai éna áneto autokínēto.
‫آن بالا یک خانم پیر زندگی می‌کند.‬ Εκεί πάνω μένει μία μεγάλη γυναίκα. Ekeí pánō ménei mía megálē gynaíka. 1
Ekeí--á-ō---n---m---me-á-ē -ynaík-. Ekeí pánō ménei mía megálē gynaíka.
‫آن بالا یک خانم چاق زندگی می‌کند.‬ Εκεί πάνω μένει μία χοντρή γυναίκα. Ekeí pánō ménei mía chontrḗ gynaíka. 1
E-e--pá-ō---nei -í- -h--t-ḗ -yna--a. Ekeí pánō ménei mía chontrḗ gynaíka.
‫آن پائین یک خانم فضول زندگی می‌کند.‬ Εκεί κάτω μένει μία περίεργη γυναίκα. Ekeí kátō ménei mía períergē gynaíka. 1
E----ká-- -énei --a perí-------naíka. Ekeí kátō ménei mía períergē gynaíka.
‫مهمان های ما آدم های مهربانی (خوبی) بودند.‬ Οι καλεσμένοι μας ήταν συμπαθητικοί άνθρωποι. Oi kalesménoi mas ḗtan sympathētikoí ánthrōpoi. 1
Oi ka--s--n-i ----ḗt-n --mpath----oí-án-h-ōpo-. Oi kalesménoi mas ḗtan sympathētikoí ánthrōpoi.
‫مهمان های ما آدم های مودبی بودند.‬ Οι καλεσμένοι μας ήταν ευγενικοί άνθρωποι. Oi kalesménoi mas ḗtan eugenikoí ánthrōpoi. 1
Oi -ales--no- --s ------ug---ko- -n-hr--o-. Oi kalesménoi mas ḗtan eugenikoí ánthrōpoi.
‫مهمان های ما آدم های جالبی بودند.‬ Οι καλεσμένοι μας ήταν ενδιαφέροντες άνθρωποι. Oi kalesménoi mas ḗtan endiaphérontes ánthrōpoi. 1
O- --lesméno---a- ḗ--n---d-a-h--o-t-- á-thr-p--. Oi kalesménoi mas ḗtan endiaphérontes ánthrōpoi.
‫من بچه‌های نازنینی دارم.‬ Έχω αγαπητά παιδιά. Échō agapētá paidiá. 1
Éch- -gapēt--pa----. Échō agapētá paidiá.
‫اما همسایه‌ها بچه‌های بی ادبی دارند.‬ Οι γείτονες όμως έχουν αυθάδη παιδιά. Oi geítones ómōs échoun authádē paidiá. 1
O- --íton----mō- éc---- au-hád--p---i-. Oi geítones ómōs échoun authádē paidiá.
‫بچه‌های شما با ادب هستند؟‬ Τα παιδιά σας είναι φρόνιμα; Ta paidiá sas eínai phrónima? 1
T--p-i-i- --s-e-na- -h-ó----? Ta paidiá sas eínai phrónima?

‫یک زبان، گونه های بسیار‬

‫حتّی اگر ما فقط به یک زبان صحبت کنیم، به زبان های زیادی صحبت کرده ایم.‬ ‫هیچ زبانی یک سیستم خودکفا نیست.‬ ‫هر زبان دارای ابعاد مختلف بسیاری است.‬ ‫زبان یک سیستم زنده است.‬ ‫گویندگان همیشه توجّه خود را به مخاطبین معطوف می کنند.‬ ‫بنابراین، تنوع مردم به اندازه تنوع زبان آنهاست.‬ ‫این گونه ها در اشکال مختلف ظاهر می شوند.‬ ‫به عنوان مثال، هر زبان دارای یک تاریخ است.‬ ‫در گذشته تغییر کرده است و این تغییر ادامه خواهد داشت.‬ ‫این مطلب را می توان در این واقعیت دریافت که زبان فراد مسن با زبان جوانان تفاوت دارد.‬ ‫همچنین لهجه های مختلف در بسیاری از زبانها وجود دارد.‬ ‫امّا، بسیاری از افرادی که لهجه دارند می توانند خود را با محیط تطبیق دهند.‬ ‫در برخی شرایط آنها به زبان معیار صحبت می کنند.‬ ‫گروه های مختلف اجتماعی زبان های مختلفی دارند.‬ ‫زبان و اصطلاحات مخصوص جوانان نمونه هایی از این است.‬ ‫زبان بسیاری از مردم در محیط کار و خانه متفاوت است.‬ ‫همچنین بسیاری از مردم در محل کار از اصطلاحات مخصوص حرفه ای استفاده می کنند.‬ ‫تفاوت در زبان گفتاری و نوشتاری هم وجود دارد.‬ ‫زبان گفتاری معمولا بسیار ساده تر از زبان نوشتاری است.‬ ‫این تفاوت می تواند بسیار زیاد باشد.‬ ‫این زمانی است که زبان نوشتاری برای مدت زمان طولانی تغییر نکرده باشد.‬ ‫بنابراین، گویندگان باید ابتدا بکار بردن زبان نوشتاری را بیاموزند.‬ ‫زبان زن و مرد هم اغلب متفاوت است.‬ ‫این تفاوت در جوامع غربی آنچنان نیست.‬ ‫اما در بعضی کشورها زنان به طور متفاوتی با مردان صحبت می کنند.‬ ‫در برخی از فرهنگ ها، ادب و نزاکت شکل زبانی خود را دارد.‬ ‫بنابراین صحبت کردن کار آسانی نیست.‬ ‫ما باید در آن واحد به مسائل مختلفی توجّه داشته باشیم...‬