کتاب لغت

fa ‫اشخاص/مردم‬   »   zh 人称

‫1 [یک]‬

‫اشخاص/مردم‬

‫اشخاص/مردم‬

1[一]

1 [Yī]

人称

rénchēng

نحوه مشاهده ترجمه را انتخاب کنید:   
فارسی زبان چینی بازی بیشتر
‫من‬ 1
‫من و تو‬ 我 和 你 wǒ hé nǐ 1
w--hé -ǐ wǒ hé nǐ
‫هردوی ما‬ 我们 两人/俩 wǒmen liǎng rén/ liǎ 1
wǒ--n-l-ǎ----én--liǎ wǒmen liǎng rén/ liǎ
‫او (مرد)‬ 1
t-
‫آن مرد و آن زن‬ 他 和 她 tā hé tā 1
tā-hé-tā tā hé tā
‫هردوی آنها‬ 他们 两人/俩 tāmen liǎng rén/ liǎ 1
tām-n----n- ---/ l-ǎ tāmen liǎng rén/ liǎ
‫آن مرد‬ 男人 nánrén 1
n----n nánrén
‫آن زن‬ 女人 nǚrén 1
n--én nǚrén
‫آن کودک‬ 孩子 háizi 1
hái-i háizi
‫یک خانواده‬ 一个 家庭 yīgè jiātíng 1
yī-è--i-t--g yīgè jiātíng
‫خانواده من‬ 我的 家庭 /我的 家人 wǒ de jiātíng/ wǒ de jiārén 1
w- de -iā-ín----ǒ -e-jiār-n wǒ de jiātíng/ wǒ de jiārén
‫خانواده من اینجاست.‬ 我的 家庭 在 这里 。 wǒ de jiātíng zài zhèlǐ. 1
w-------āt--g zài zhè-ǐ. wǒ de jiātíng zài zhèlǐ.
‫من اینجا هستم.‬ 我 在 这里 。 Wǒ zài zhèlǐ. 1
W- --- zh-l-. Wǒ zài zhèlǐ.
‫تو (مرد] اینجایی / تو (زن) اینجایی.‬ 你 在 这里 。 Nǐ zài zhèlǐ. 1
N---ài zhèlǐ. Nǐ zài zhèlǐ.
‫آن مرد اینجاست و آن زن اینجاست.‬ 他 在 这里 和 她 在 这里 。 Tā zài zhèlǐ hé tā zài zhèlǐ. 1
T--z---z-è-ǐ-----ā --i---è-ǐ. Tā zài zhèlǐ hé tā zài zhèlǐ.
‫ما اینجا هستیم.‬ 我们 在 这里 。 Wǒmen zài zhèlǐ. 1
Wǒme--zài zh-l-. Wǒmen zài zhèlǐ.
‫شما اینجا هستید.‬ 你们 在 这里 。 Nǐmen zài zhèlǐ. 1
Nǐme--z---z-èl-. Nǐmen zài zhèlǐ.
‫همه آنها اینجا هستند.‬ 他们 都 在 这里 。 Tāmen dōu zài zhèlǐ. 1
T-m-n dōu --- --è-ǐ. Tāmen dōu zài zhèlǐ.

‫استفاده از زبان برای مبارزه با آلزایمر‬

‫کسانی که می خواهند سلامت ذهنی خود را حفظ کنند باید زبان یاد بگیرند.‬ ‫مهارت های زبان می تواند انسان را در مقابل زوال عقل محافظت کند.‬ ‫مطالعات علمی بسیاری از این مطلب را ثابت کرده است.‬ ‫سن یادگیرنده هیچ نقشی را در آموختن بازی نمی کند.‬ ‫مهم این است که مغز به طور منظم تمرین کرده باشد.‬ ‫یادگیری لغات مناطق مختلف مغز را فعّال می کند.‬ ‫این مناطق فرآیندهای مهم ادراکی را کنترل می کنند.‬ ‫روی این اصل، افرادی که چند زبانه هستند بسیار با دقّت هستند.‬ ‫آنها همچنین می توانند بهتر تمرکز کنند.‬ ‫با وجود این، چندزبانه بودن دارای مزایای دیگری هم هست.‬ ‫افراد چند زبانه تصمیمات بهتری اتخاذ می کنند.‬ ‫بدین معنی، که آنها سریع تر تصمیم می گیرند.‬ ‫به این دلیل که مغز آنها انتخاب را آموخته است.‬ ‫مغز آنها همیشه حداقل دو لغت را برای یک چیز می داند.‬ ‫هر یک از این لغات یک گزینه عملی است.‬ ‫بنابراین، افراد چند زبانه دائما در حال تصمیم گیری هستند.‬ ‫مغز آنها انتخاب بین بسیاری از چیزها را تمرین کرده است.‬ ‫و این تمرین تنها برای مرکز گویائی مغز خوب نیست.‬ ‫بسیاری از مناطق مغز از چند زبانه بودن سود می برند.‬ ‫مهارت های زبانی همچنین به معنی کنترل ادراکی بهتر است.‬ ‫البته، مهارت های زبانی از زوال عقل جلوگیری نمی کند.‬ ‫هرچند، در افراد چند زبانه پیشرفت بیماری کندتر است.‬ ‫و به نظر می رسد که مغز آنها قابلیّت بیشتری برای خنثی کردن اثرات بیماری دارد.‬ ‫نشانه های زوال عقل در زبان آموزان به صورت ضعیف تری ظاهر می شود.‬ ‫سردرگمی و فراموشی دارای اهمیّت کمتری هستند.‬ ‫بنابراین، پیر و جوان به یک اندازه از آموختن زبان سود می برند.‬ ‫و: با یادگیری هر زبان، یادگیری زبان جدید آسان تر می شود.‬ ‫بنابراین، همه ما باید به جای مصرف دارو از فرهنگ لغت استفاده کنیم!‬