لغت
فرانسوی – تمرین افعال
رد کردن
کودک غذای خود را رد میکند.
راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.
دوست شدن
این دو دوست شدهاند.
مخلوط کردن
تو میتوانی یک سالاد سالم با سبزیجات مخلوط کنی.
سپردن
صاحبها سگهایشان را برای پیادهروی به من میسپارند.
شرکت کردن
او در مسابقه شرکت میکند.
انتظار کشیدن
او در انتظار اتوبوس است.
وابسته بودن
او نابینا است و به کمک بیرونی وابسته است.
خرج کردن
ما باید پول زیادی برای تعمیرات خرج کنیم.
محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.
انتخاب کردن
انتخاب کردن آن یکی درست سخت است.