لغت
زبان تاگالوگ – تمرین افعال
خدمت کردن
سگها دوست دارند به صاحبان خود خدمت کنند.
حدس زدن
شما باید حدس بزنید که من کی هستم!
ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشینهای خود را ایستاده گذارند.
آویخته شدن
گهواره از سقف آویخته شده است.
گپ زدن
او اغلب با همسایهاش گپ میزند.
وزن کاهیدن
او زیاد وزن کاهیده است.
تحویل دادن
فرد تحویل کننده غذا را میآورد.
استفاده کردن
ما در آتش از ماسکهای گاز استفاده میکنیم.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
عادت کردن
کودکان باید به مسواک زدن عادت کنند.
تقویت کردن
ورزش از نوع ژیمناستیک ماهیچهها را تقویت میکند.