لغت
فرانسوی – تمرین افعال
بریدن
موسس موهای او را میبرد.
گریه کردن
کودک در وان حمام گریه میکند.
زایمان کردن
او به زودی زایمان میکند.
دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.
گم شدن
آسان است در جنگل گم شوید.
دادن
آیا باید پول خود را به گدا بدهم؟
باز کردن
جشنواره با آتشبازی آغاز شد.
متوجه شدن
او کسی را در بیرون متوجه میشود.
محافظت کردن
کودکان باید محافظت شوند.
پیدا کردن
او در خود را باز پیدا کرد.
گذشتن
گاهی وقتها زمان به آرامی میگذرد.