لغت
تايلندی – تمرین افعال
خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.
نگاه کردن
او به من نگاه کرد و لبخند زد.
متقاعد کردن
او اغلب باید دخترش را برای خوردن متقاعد کند.
تصاحب کردن
ملخها تصاحب کردهاند.
نمایندگی کردن
وکلاء موکلان خود را در دادگاه نمایندگی میکنند.
گفتن
من چیز مهمی دارم که به تو بگویم.
بیرون کشیدن
چگونه میخواهد این ماهی بزرگ را بیرون بکشد؟
توصیف کردن
چطور میتوان رنگها را توصیف کرد؟
فریاد زدن
پسر به همه توان خود فریاد میزند.
پرداخت کردن
او با کارت اعتباری آنلاین پرداخت میکند.
آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.