لغت
تايلندی – تمرین افعال
متوجه شدن
او کسی را در بیرون متوجه میشود.
خوردن
جوجهها دانهها را میخورند.
تغییر کردن
چراغ به سبز تغییر کرد.
جابجا شدن
همسایههای ما دارند جابجا میشوند.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
پاسخ دادن
او همیشه اولین پاسخ را میدهد.
گذشتن
دوران قرون وسطی گذشته است.
فرار کردن
گربه ما فرار کرد.
فرستادن
این شرکت کالاها را به سراسر جهان میفرستد.
لگد زدن
آنها دوست دارند لگد بزنند، اما فقط در فوتبال میزی.
تنفر داشتن
او از عناکبوت تنفر دارد.