لغت
اسلونیایی – تمرین افعال
آگاه بودن
کودک از جدال والدینش آگاه است.
شاد کردن
گل باعث شادی طرفداران فوتبال آلمان شده است.
سر زدن
پزشکها هر روز به بیمار سر میزنند.
نجات دادن
پزشکان موفق شدند زندگی او را نجات دهند.
بیدار شدن
او تازه بیدار شده است.
با خود بردن
ما یک درخت کریسمس با خود بردیم.
کمک کردن
همه به نصب چادر کمک میکنند.
فرار کردن
بعضی بچهها از خانه فرار میکنند.
کاوش کردن
فضانوردان میخواهند فضای بیرونی را کاوش کنند.
کافی بودن
یک سالاد برای من برای ناهار کافی است.
احساس کردن
مادر بسیار محبت به فرزندش احساس میکند.