لغت
پرتغالی (BR) – تمرین افعال
فرمان دادن
او به سگش فرمان میدهد.
وارد شدن
او وارد دریا میشود.
ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.
آموزش دادن
او جغرافیا میآموزد.
خدمت کردن
آشپز امروز خودش به ما خدمت میکند.
ظرف شستن
من دوست ندارم ظرفها را بشویم.
نوشتن روی
هنرمندان روی تمام دیوار نوشتهاند.
پریدن
کودک با شادی دارد میپرد.
چاپ کردن
کتابها و روزنامهها چاپ میشوند.
آماده کردن
آنها یک وعده غذایی لذیذ آماده میکنند.
محو کردن
گروه او را محو میکند.