لغت
پرتغالی (BR) – تمرین افعال
شروع کردن
کوهنوردان در اوایل صبح شروع کردند.
عادت کردن
کودکان باید به مسواک زدن عادت کنند.
دروغ گفتن
او به همه دروغ گفت.
جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.
پریدن روی
گاو به روی دیگری پریده است.
نابینا شدن
مردی با نشانها نابینا شده است.
لغو شدن
قرارداد لغو شده است.
پارک کردن
ماشینها در پارکینگ زیرزمینی پارک شدهاند.
مردن
بسیاری از مردم در فیلمها میمیرند.
آموزش دادن
او به فرزندش شنا زدن را آموزش میدهد.
برداشتن
او چیزی از یخچال بر میدارد.