لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
خواستن
نوعه من از من زیاد میخواهد.
تجدید کردن
نقاش میخواهد رنگ دیوار را تجدید کند.
رای دادن
افراد به یک نامزد برای یا علیه او رای میدهند.
تحویل دادن
دختر ما در تعطیلات روزنامه تحویل میدهد.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
تصمیم گرفتن
او به مدل موی جدیدی تصمیم گرفته است.
وارد کردن
برف داشت میبارید و ما آنها را وارد کردیم.
بالا آوردن
او بسته را به طرف پلهها میبرد.
گم شدن
آسان است در جنگل گم شوید.
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.
آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.