لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
خاموش کردن
او ساعت زنگدار را خاموش میکند.
شروع کردن
آنها طلاق خود را شروع خواهند کرد.
مراقب بودن
مراقب باشید تا مریض نشوید!
دویدن
ورزشکار دو میزند.
پرتاب کردن
او توپ را به سبد پرت میکند.
منقرض شدن
بسیاری از حیوانات امروز منقرض شدهاند.
اثبات کردن
او میخواهد یک فرمول ریاضی را اثبات کند.
دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.
ساده کردن
شما باید چیزهای پیچیده را برای کودکان ساده کنید.
تشکیل دادن
ما با هم یک تیم خوب تشکیل میدهیم.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.