لغت
فرانسوی – تمرین افعال
برداشتن
او چیزی را از روی زمین میبرد.
آغوش کردن
او پدر پیر خود را در آغوش میگیرد.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.
فرستادن
این بسته به زودی فرستاده میشود.
وارد کردن
نباید روغن را در زمین وارد کرد.
برخاستن
هواپیما در حال برخاستن است.
قبول کردن
نمیتوانم آن را تغییر دهم، باید آن را قبول کنم.
اشاره کردن
معلم به مثال روی تخته اشاره میکند.
منتشر کردن
تبلیغات اغلب در روزنامهها منتشر میشوند.
بررسی کردن
مکانیکی عملکرد ماشین را بررسی میکند.
بیدار شدن
او تازه بیدار شده است.