لغت
فنلاندی – تمرین افعال
اضافه کردن
او بعضی شیر به قهوه اضافه میکند.
گپ زدن
او اغلب با همسایهاش گپ میزند.
شروع کردن
کوهنوردان در اوایل صبح شروع کردند.
استفاده کردن
او روزانه از محصولات آرایشی استفاده میکند.
لمس کردن
کشاورز گیاهان خود را لمس میکند.
راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
پرداخت کردن
او با کارت اعتباری پرداخت کرد.
ترک کردن
گردشگران در ظهر ساحل را ترک میکنند.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
همراه سوار شدن
آیا میتوانم با شما همراه سوار شوم؟
دادن
آیا باید پول خود را به گدا بدهم؟