لغت
فنلاندی – تمرین افعال
راندن از میان
اتومبیل از میان یک درخت میگذرد.
همراهی کردن
سگ با آنها همراهی میکند.
به عهده گرفتن
من سفرهای زیادی را به عهده گرفتهام.
باید
او باید از اینجا پیاده شود.
دفاع کردن
دو دوست همیشه میخواهند از یکدیگر دفاع کنند.
فراهم کردن
صندلیهای ساحلی برای تعطیلاتگردان فراهم شده است.
گذشتن
گاهی وقتها زمان به آرامی میگذرد.
مست شدن
او تقریباً هر شب مست میشود.
اجازه دادن
نباید اجازه دهید افسردگی رخ دهد.
رفتن
مهمانهای تعطیلات ما دیروز رفتند.
فرار کردن
گربه ما فرار کرد.