لغت
زبان کرهای – تمرین افعال
فرمان دادن
او به سگش فرمان میدهد.
قطعه قطعه کردن
برای سالاد، باید خیار را قطعه قطعه کنید.
کار کردن روی
او باید روی تمام این پروندهها کار کند.
قرار گرفتن
یک مروارید در داخل صدف قرار دارد.
اصلاح کردن
معلم مقالات دانشآموزان را اصلاح میکند.
نگاه کردن
همه به تلفنهای خود نگاه میکنند.
شنا کردن
او به طور منظم شنا میزند.
پایین رفتن
او پایین پلهها میرود.
نگاه کردن
او به من نگاه کرد و لبخند زد.
دریافت کردن
او افزایش حقوق از رئیس خود دریافت کرد.
دود کردن
گوشت برای نگهداری دود شده است.