لغت
زبان کرهای – تمرین افعال
فهمیدن
من نمیتوانم شما را بفهمم!
آسان بودن
سواری بر موج برای او آسان است.
گوش دادن
او به او گوش میدهد.
کشیدن
او سورتمه را میکشد.
غلبه کردن
ورزشکاران بر آبشار غلبه کردند.
سر زدن
پزشکها هر روز به بیمار سر میزنند.
وصل کردن
گوشی خود را با یک کابل وصل کنید!
قدم زدن
خانواده در روزهای یکشنبه قدم میزند.
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.
نزدیک شدن
حلزونها به یکدیگر نزدیک میشوند.
متقاعد کردن
او اغلب باید دخترش را برای خوردن متقاعد کند.