لغت
افریکانس – تمرین افعال
شمردن
او سکهها را میشمارد.
پیدا کردن
من یک قارچ زیبا پیدا کردم!
رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.
نامزد شدن
آنها به طور مخفی نامزد شدهاند!
دنبال کردن
جوجهها همیشه مادرشان را دنبال میکنند.
فروختن
تاجران بسیار کالا میفروشند.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
فرستادن
این شرکت کالاها را به سراسر جهان میفرستد.
پیچیدن
شما میتوانید به چپ بپیچید.
گذشتن
گاهی وقتها زمان به آرامی میگذرد.
دریافت کردن
او در سنین پیری بازنشستگی خوبی دریافت میکند.