لغت
رومانيايی – تمرین افعال
نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.
گپ زدن
او اغلب با همسایهاش گپ میزند.
باید
او باید از اینجا پیاده شود.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
زدن
کی زنگ در را زد؟
به عهده گرفتن
من سفرهای زیادی را به عهده گرفتهام.
آوردن
پیک یک بسته میآورد.
مخلوط کردن
او یک آب میوه مخلوط میکند.
آمدن
خوشحالم که آمدی!
وارد شدن
مترو تازه به ایستگاه وارد شده است.
پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.