beskytte
Barn må beskyttes.
محافظت کردن
کودکان باید محافظت شوند.
ankomme
Han ankom akkurat i tide.
رسیدن
او دقیقاً به موقع رسید.
male
Jeg vil male leiligheten min.
نقاشی کردن
میخواهم آپارتمانم را نقاشی کنم.
returnere
Boomerangen returnerte.
برگشتن
بومرانگ برگشت.
begeistre
Landskapet begeistret ham.
هیجان زدن
منظره او را هیجان زده کرد.
levere
Vår datter leverer aviser i feriene.
تحویل دادن
دختر ما در تعطیلات روزنامه تحویل میدهد.
motta
Jeg kan motta veldig raskt internett.
دریافت کردن
من میتوانم اینترنت بسیار سریعی دریافت کنم.
dekke
Vannliljene dekker vannet.
پوشاندن
لیلیهای آبی آب را میپوشانند.
rette
Læreren retter studentenes essay.
اصلاح کردن
معلم مقالات دانشآموزان را اصلاح میکند.
se
Hun ser gjennom et hull.
نگاه کردن
او از یک سوراخ نگاه میکند.
bygge
Barna bygger et høyt tårn.
ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.
se
Hun ser gjennom kikkerten.
نگاه کردن
او از دوربین نگاه میکند.