لغت
دانمارکی – تمرین افعال
بیرون رفتن
دخترها دوست دارند با هم بیرون بروند.
وارد کردن
برف داشت میبارید و ما آنها را وارد کردیم.
برخاستن
هواپیما تازه برخاسته است.
رسیدن
هواپیما به موقع رسیده است.
رها کردن
آیا پناهندگان باید در مرزها رها شوند؟
فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
خواستن
او خیلی چیز میخواهد!
نگاه کردن
او از یک سوراخ نگاه میکند.
خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.
اشتباه شدن
امروز همه چیز اشتباه میشود!