لغت
بوسنیایی – تمرین افعال
ساختن
آنها میخواستند یک عکس خندهدار بسازند.
ساده کردن
شما باید چیزهای پیچیده را برای کودکان ساده کنید.
چرخیدن
اتومبیلها در یک دایره میچرخند.
آویختن
هر دو بر روی شاخ آویختهاند.
دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.
فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.
لال کردن
آن مفاجأت او را لال میکند.
محدود کردن
در یک رژیم غذایی، باید میزان غذای خود را محدود کنید.
تغییر کردن
چراغ به سبز تغییر کرد.
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.
ناراحت شدن
او ناراحت میشود زیرا او همیشه خر خر میکند.