لغت
بوسنیایی – تمرین افعال
قرار گذاشتن
دوست من امروز من را قرار گذاشت.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
باز گذاشتن
هر کسی پنجرهها را باز میگذارد، دعوت به سارقان میکند!
شنا کردن
او به طور منظم شنا میزند.
کُشتن
مار موش را کُشت.
نامزد شدن
آنها به طور مخفی نامزد شدهاند!
منتشر کردن
ناشر کتابهای زیادی را منتشر کرده است.
دعا کردن
او به آرامی دعا میکند.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
کاوش کردن
فضانوردان میخواهند فضای بیرونی را کاوش کنند.
نجات دادن
پزشکان موفق شدند زندگی او را نجات دهند.