لغت
آموزش قیدها – فرانسوی
souvent
Nous devrions nous voir plus souvent!
غالباً
ما باید غالباً یکدیگر را ببینیم!
dessus
Il monte sur le toit et s‘assoit dessus.
روی آن
او روی سقف میپرد و روی آن مینشیند.
tous
Ici, vous pouvez voir tous les drapeaux du monde.
همه
در اینجا میتوانید همه پرچمهای جهان را ببینید.
par exemple
Comment trouvez-vous cette couleur, par exemple ?
به عنوان مثال
به عنوان مثال از این رنگ خوشتان میآید؟
déjà
La maison est déjà vendue.
پیشاز این
خانه پیشاز این فروخته شده است.
ensemble
Nous apprenons ensemble dans un petit groupe.
باهم
ما باهم در یک گروه کوچک میآموزیم.
déjà
As-tu déjà perdu tout ton argent en actions?
تا به حال
آیا تا به حال تمام پولهایتان را در سهام از دست دادهاید؟
hier
Il a beaucoup plu hier.
دیروز
دیروز باران سنگینی آمد.
moitié
Le verre est à moitié vide.
نیمه
لیوان نیمه خالی است.
en bas
Ils me regardent d‘en bas.
پایین
آنها به من پایین نگاه میکنند.
toujours
Il y avait toujours un lac ici.
همیشه
اینجا همیشه یک دریاچه بوده است.