لغت
استونيايی – تمرین افعال
دوست داشتن
او واقعاً اسبش را دوست دارد.
گفتن
او به او یک راز میگوید.
متعجب کردن
او والدین خود را با یک هدیه متعجب کرد.
جرات کردن
آنها جرات پریدن از هواپیما را داشتند.
رسیدن
هواپیما به موقع رسیده است.
پیچیدن به
آنها به یکدیگر پیچیدهاند.
مطرح کردن
چند بار باید این استدلال را مطرح کنم؟
بیدار شدن
او تازه بیدار شده است.
ترک کردن
گردشگران در ظهر ساحل را ترک میکنند.
نام بردن
چند کشور میتوانی نام ببری؟
برگشتن
بومرانگ برگشت.