لغت
فرانسوی – تمرین افعال
بالا آوردن
او بسته را به طرف پلهها میبرد.
آموزش دادن
او به فرزندش شنا زدن را آموزش میدهد.
فکر کردن
او همیشه باید به او فکر کند.
راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.
دادن
کودک به ما یک درس خندهدار میدهد.
فرستادن
او میخواهد الان نامه را بفرستد.
گذشتن
گاهی وقتها زمان به آرامی میگذرد.
جای دادن
بسیاری از خانههای قدیمی باید به خانههای جدید جای بدهند.
آویختن
هر دو بر روی شاخ آویختهاند.
زدن
قطار به ماشین زد.
حذف کردن
شما میتوانید شکر را در چای حذف کنید.