لغت

بلغاری – تمرین افعال

cms/verbs-webp/117311654.webp
حمل کردن
آنها فرزندان خود را روی پشت‌شان حمل می‌کنند.
cms/verbs-webp/80552159.webp
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمی‌کند.
cms/verbs-webp/90419937.webp
دروغ گفتن
او به همه دروغ گفت.
cms/verbs-webp/118549726.webp
بررسی کردن
دندانپزشک دندان‌ها را بررسی می‌کند.
cms/verbs-webp/98082968.webp
گوش دادن
او به او گوش می‌دهد.
cms/verbs-webp/107273862.webp
مرتبط بودن
همه کشورهای زمین با یکدیگر مرتبط هستند.
cms/verbs-webp/120015763.webp
خواستن بیرون رفتن
کودک می‌خواهد بیرون برود.
cms/verbs-webp/116173104.webp
بردن
تیم ما برد!
cms/verbs-webp/120978676.webp
سوزاندن
آتش بخش زیادی از جنگل را خواهد سوزاند.
cms/verbs-webp/1502512.webp
خواندن
من بدون عینک نمی‌توانم بخوانم.
cms/verbs-webp/87205111.webp
تصاحب کردن
ملخ‌ها تصاحب کرده‌اند.
cms/verbs-webp/109542274.webp
رها کردن
آیا پناهندگان باید در مرزها رها شوند؟