لغت
ويتنامی – تمرین افعال
قبول کردن
نمیتوانم آن را تغییر دهم، باید آن را قبول کنم.
آموزش دادن
او به فرزندش شنا زدن را آموزش میدهد.
سبقت گرفتن
والها از همه حیوانات در وزن سبقت میگیرند.
دور کردن
او با اتومبیلش دور میزند.
نیاز داشتن
من فوراً به تعطیلات نیاز دارم؛ باید بروم!
محافظت کردن
مادر از فرزند خود محافظت میکند.
خدمت کردن
آشپز امروز خودش به ما خدمت میکند.
ادامه دادن
کاروان سفر خود را ادامه میدهد.
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
برخاستن
هواپیما تازه برخاسته است.
فشار دادن
او لیمو را فشار میدهد.