لغت
یادگیری افعال – دانمارکی
kysse
Han kysser babyen.
بوسیدن
او نوزاد را میبوسد.
beordre
Han beordrer sin hund.
فرمان دادن
او به سگش فرمان میدهد.
gætte
Du skal gætte hvem jeg er!
حدس زدن
شما باید حدس بزنید که من کی هستم!
køre rundt
Bilerne kører rundt i en cirkel.
چرخیدن
اتومبیلها در یک دایره میچرخند.
fjerne
Gravemaskinen fjerner jorden.
برداشتن
بیل ماشین خاک را دارد میبرد.
sparke
Vær forsigtig, hesten kan sparke!
لگد زدن
مراقب باشید، اسب میتواند لگد بزند!
skrive
Han skriver et brev.
نوشتن
او یک نامه مینویسد.
misse
Han missede chancen for et mål.
از دست دادن
او فرصت گل زدن را از دست داد.
bruge
Hun bruger kosmetiske produkter dagligt.
استفاده کردن
او روزانه از محصولات آرایشی استفاده میکند.
efterligne
Barnet efterligner et fly.
تقلید کردن
کودک یک هواپیما را تقلید میکند.
bringe op
Hvor mange gange skal jeg bringe dette argument op?
مطرح کردن
چند بار باید این استدلال را مطرح کنم؟