لغت
یادگیری افعال – دانمارکی
glemme
Hun vil ikke glemme fortiden.
فراموش کردن
او نمیخواهد گذشته را فراموش کند.
forbedre
Hun ønsker at forbedre sin figur.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
dele
Vi skal lære at dele vores rigdom.
به اشتراک گذاشتن
ما باید یاد بگیریم ثروتمان را به اشتراک بگذاریم.
beskrive
Hvordan kan man beskrive farver?
توصیف کردن
چطور میتوان رنگها را توصیف کرد؟
misse
Han missede chancen for et mål.
از دست دادن
او فرصت گل زدن را از دست داد.
sende
Jeg sender dig et brev.
فرستادن
من به شما یک نامه میفرستم.
virke
Motorcyklen er i stykker; den virker ikke længere.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.
løbe
Atleten løber.
دویدن
ورزشکار دو میزند.
ankomme
Flyet ankom til tiden.
رسیدن
هواپیما به موقع رسیده است.
gå tilbage
Han kan ikke gå tilbage alene.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
drikke
Hun drikker te.
نوشیدن
او چای مینوشد.