لغت
یادگیری افعال – دانمارکی
bringe op
Hvor mange gange skal jeg bringe dette argument op?
مطرح کردن
چند بار باید این استدلال را مطرح کنم؟
ske
En ulykke er sket her.
اتفاق افتادن
یک تصادف در اینجا رخ داده است.
føle
Han føler sig ofte alene.
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.
måle
Denne enhed måler, hvor meget vi forbruger.
مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازهگیری میکند.
levere
Vores datter leverer aviser i ferien.
تحویل دادن
دختر ما در تعطیلات روزنامه تحویل میدهد.
følge
Min hund følger mig, når jeg jogger.
دنبال کردن
سگ من هنگام دویدن من را دنبال میکند.
ske
Noget dårligt er sket.
اتفاق افتادن
چیز بدی اتفاق افتاده است.
lette
Flyet letter.
برخاستن
هواپیما در حال برخاستن است.
blande
Du kan blande en sund salat med grøntsager.
مخلوط کردن
تو میتوانی یک سالاد سالم با سبزیجات مخلوط کنی.
skubbe
De skubber manden i vandet.
هل دادن
آنها مرد را به آب هل میدهند.
komme sammen
Det er dejligt, når to mennesker kommer sammen.
با هم آمدن
زیباست وقتی دو نفر با هم میآیند.