لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (BR)
deixar
Ela me deixou uma fatia de pizza.
گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.
gastar dinheiro
Temos que gastar muito dinheiro em reparos.
خرج کردن
ما باید پول زیادی برای تعمیرات خرج کنیم.
comparar
Eles comparam suas figuras.
مقایسه کردن
آنها ارقام خود را با یکدیگر مقایسه میکنند.
alugar
Ele alugou um carro.
اجاره گرفتن
او یک ماشین اجاره گرفت.
carregar
Eles carregam seus filhos nas costas.
حمل کردن
آنها فرزندان خود را روی پشتشان حمل میکنند.
entrar
Ele entra no quarto do hotel.
وارد شدن
او اتاق هتل را وارد میشود.
misturar
O pintor mistura as cores.
مخلوط کردن
نقاش رنگها را مخلوط میکند.
mudar
A luz mudou para verde.
تغییر کردن
چراغ به سبز تغییر کرد.
superar
As baleias superam todos os animais em peso.
سبقت گرفتن
والها از همه حیوانات در وزن سبقت میگیرند.
escolher
É difícil escolher o certo.
انتخاب کردن
انتخاب کردن آن یکی درست سخت است.
conectar
Esta ponte conecta dois bairros.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.