لغت
انگلیسی (UK) – تمرین قید
همچنین
دوست دختر او همچنین مست است.
فردا
هیچکس نمیداند فردا چه خواهد شد.
رایگان
انرژی خورشیدی رایگان است.
بالا
او دارد به سمت کوه بالا میرود.
تنها
من تنها شب را لذت میبرم.
بیرون
او دوست دارد از زندان بیرون بیاید.
اغلب
تورنادوها اغلب دیده نمیشوند.
تازه
او تازه بیدار شده است.
همیشه
اینجا همیشه یک دریاچه بوده است.
غالباً
ما باید غالباً یکدیگر را ببینیم!
تقریباً
من تقریباً ضربه زدم!