لغت
انگلیسی (UK) – تمرین قید
آنجا
هدف آنجا است.
واقعاً
واقعاً میتوانم به آن اعتماد کنم؟
دور
نباید دور مشکل صحبت کرد.
بالا
او دارد به سمت کوه بالا میرود.
هرگز
کسی نباید هرگز تسلیم شود.
تقریباً
من تقریباً ضربه زدم!
دوباره
آنها دوباره ملاقات کردند.
دور
او شکار را دور میبرد.
شب
ماه در شب میتابد.
داخل
دو نفر داخل میآیند.
تقریباً
مخزن تقریباً خالی است.