لغت
استونيايی – تمرین قید
غالباً
ما باید غالباً یکدیگر را ببینیم!
کاملاً
او کاملاً لاغر است.
خیلی زیاد
او همیشه خیلی زیاد کار کرده است.
حداقل
حداقل آرایشگاه خیلی هزینه نکرد.
آنجا
هدف آنجا است.
روی آن
او روی سقف میپرد و روی آن مینشیند.
صبح
من باید صبح زود بیدار شوم.
پیشاز این
خانه پیشاز این فروخته شده است.
از طریق
او میخواهد با اسکوتر خیابان را عبور کند.
به عنوان مثال
به عنوان مثال از این رنگ خوشتان میآید؟
فردا
هیچکس نمیداند فردا چه خواهد شد.