لغت
انگلیسی (US) – تمرین قید
اما
خانه کوچک است اما رمانتیک.
جایی
خرگوش جایی پنهان شده است.
هیچجا
این ردپاها به هیچجا منتهی نمیشوند.
آنجا
هدف آنجا است.
کاملاً
او کاملاً لاغر است.
همچنین
سگ هم میتواند کنار میز بنشیند.
حالا
آیا حالا باید به او زنگ بزنم؟
تقریباً
من تقریباً ضربه زدم!
واقعاً
واقعاً میتوانم به آن اعتماد کنم؟
اغلب
تورنادوها اغلب دیده نمیشوند.
تنها
من تنها شب را لذت میبرم.