لغت
زبان کرهای – تمرین قید
تنها
من تنها شب را لذت میبرم.
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.
همیشه
اینجا همیشه یک دریاچه بوده است.
باهم
ما باهم در یک گروه کوچک میآموزیم.
در نهایت
در نهایت، تقریباً هیچ چیزی باقی نمیماند.
یک بار
یک بار، مردم در غار زندگی میکردند.
زیاد
من زیاد میخوانم.
حداقل
حداقل آرایشگاه خیلی هزینه نکرد.
تمام روز
مادر باید تمام روز کار کند.
چرا
چرا او من را برای شام دعوت میکند؟
تازه
او تازه بیدار شده است.