لغت
رومانيايی – تمرین قید
همهجا
پلاستیک همهجا است.
اغلب
تورنادوها اغلب دیده نمیشوند.
تنها
من تنها شب را لذت میبرم.
باهم
ما باهم در یک گروه کوچک میآموزیم.
شب
ماه در شب میتابد.
حداقل
حداقل آرایشگاه خیلی هزینه نکرد.
صبح
من باید صبح زود بیدار شوم.
واقعاً
واقعاً میتوانم به آن اعتماد کنم؟
حالا
آیا حالا باید به او زنگ بزنم؟
هیچجا
این ردپاها به هیچجا منتهی نمیشوند.
خانه
سرباز میخواهد به خانه خانوادهاش برود.