لغت
پرتغالی (BR) – تمرین قید
شب
ماه در شب میتابد.
تقریباً
من تقریباً ضربه زدم!
همه
در اینجا میتوانید همه پرچمهای جهان را ببینید.
خانه
سرباز میخواهد به خانه خانوادهاش برود.
هیچجا
این ردپاها به هیچجا منتهی نمیشوند.
پایین
او پایین به دره پرواز میکند.
غالباً
ما باید غالباً یکدیگر را ببینیم!
تنها
من تنها شب را لذت میبرم.
اغلب
تورنادوها اغلب دیده نمیشوند.
از طریق
او میخواهد با اسکوتر خیابان را عبور کند.
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.