لغت
پرتغالی (BR) – تمرین قید
صبح
من باید صبح زود بیدار شوم.
تقریباً
من تقریباً ضربه زدم!
اغلب
تورنادوها اغلب دیده نمیشوند.
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.
کمی
من کمی بیشتر میخواهم.
تقریباً
مخزن تقریباً خالی است.
اول
امنیت اولویت دارد.
فقط
فقط یک مرد روی نیمکت نشسته است.
نیمه
لیوان نیمه خالی است.
تقریباً
تقریباً نیمهشب است.
واقعاً
واقعاً میتوانم به آن اعتماد کنم؟