لغت
آموزش قیدها – انگلیسی (UK)
together
The two like to play together.
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.
almost
The tank is almost empty.
تقریباً
مخزن تقریباً خالی است.
down
They are looking down at me.
پایین
آنها به من پایین نگاه میکنند.
already
He is already asleep.
پیش از این
او پیش از این خوابیده است.
again
They met again.
دوباره
آنها دوباره ملاقات کردند.
up
He is climbing the mountain up.
بالا
او دارد به سمت کوه بالا میرود.
together
We learn together in a small group.
باهم
ما باهم در یک گروه کوچک میآموزیم.
again
He writes everything again.
دوباره
او همه چیز را دوباره مینویسد.
already
The house is already sold.
پیشاز این
خانه پیشاز این فروخته شده است.
down
He flies down into the valley.
پایین
او پایین به دره پرواز میکند.
also
Her girlfriend is also drunk.
همچنین
دوست دختر او همچنین مست است.