لغت
آموزش قیدها – انگلیسی (UK)
too much
The work is getting too much for me.
بیش از حد
کار برایم بیش از حد شده است.
almost
It is almost midnight.
تقریباً
تقریباً نیمهشب است.
ever
Have you ever lost all your money in stocks?
تا به حال
آیا تا به حال تمام پولهایتان را در سهام از دست دادهاید؟
at home
It is most beautiful at home!
در خانه
زیباترین مکان در خانه است!
too much
He has always worked too much.
خیلی زیاد
او همیشه خیلی زیاد کار کرده است.
somewhere
A rabbit has hidden somewhere.
جایی
خرگوش جایی پنهان شده است.
never
One should never give up.
هرگز
کسی نباید هرگز تسلیم شود.
now
Should I call him now?
حالا
آیا حالا باید به او زنگ بزنم؟
very
The child is very hungry.
خیلی
کودک خیلی گرسنه است.
everywhere
Plastic is everywhere.
همهجا
پلاستیک همهجا است.
on it
He climbs onto the roof and sits on it.
روی آن
او روی سقف میپرد و روی آن مینشیند.