لغت
آموزش قیدها – انگلیسی (UK)
again
They met again.
دوباره
آنها دوباره ملاقات کردند.
a little
I want a little more.
کمی
من کمی بیشتر میخواهم.
almost
The tank is almost empty.
تقریباً
مخزن تقریباً خالی است.
all
Here you can see all flags of the world.
همه
در اینجا میتوانید همه پرچمهای جهان را ببینید.
now
Should I call him now?
حالا
آیا حالا باید به او زنگ بزنم؟
there
The goal is there.
آنجا
هدف آنجا است.
nowhere
These tracks lead to nowhere.
هیچجا
این ردپاها به هیچجا منتهی نمیشوند.
half
The glass is half empty.
نیمه
لیوان نیمه خالی است.
very
The child is very hungry.
خیلی
کودک خیلی گرسنه است.
always
There was always a lake here.
همیشه
اینجا همیشه یک دریاچه بوده است.
often
Tornadoes are not often seen.
اغلب
تورنادوها اغلب دیده نمیشوند.