لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cms/verbs-webp/108580022.webp
return
The father has returned from the war.
برگشتن
پدر از جنگ برگشته است.
cms/verbs-webp/99455547.webp
accept
Some people don’t want to accept the truth.
قبول کردن
بعضی از مردم نمی‌خواهند حقیقت را قبول کنند.
cms/verbs-webp/83776307.webp
move
My nephew is moving.
حرکت کردن
برادرزاده‌ام حرکت می‌کند.
cms/verbs-webp/106725666.webp
check
He checks who lives there.
بررسی کردن
او بررسی می‌کند که چه کسی در آنجا زندگی می‌کند.
cms/verbs-webp/129203514.webp
chat
He often chats with his neighbor.
گپ زدن
او اغلب با همسایه‌اش گپ می‌زند.
cms/verbs-webp/74693823.webp
need
You need a jack to change a tire.
نیاز داشتن
تو برای تغییر تایر به یک وینچ نیاز داری.
cms/verbs-webp/119847349.webp
hear
I can’t hear you!
شنیدن
من نمی‌توانم شما را بشنوم!
cms/verbs-webp/62069581.webp
send
I am sending you a letter.
فرستادن
من به شما یک نامه می‌فرستم.
cms/verbs-webp/67035590.webp
jump
He jumped into the water.
پریدن
او به آب پرید.
cms/verbs-webp/122479015.webp
cut to size
The fabric is being cut to size.
برش زدن به اندازه
پارچه به اندازه برش زده می‌شود.
cms/verbs-webp/94555716.webp
become
They have become a good team.
شدن
آنها تیم خوبی شده‌اند.
cms/verbs-webp/84472893.webp
ride
Kids like to ride bikes or scooters.
سوار شدن
بچه‌ها دوست دارند روی دوچرخه یا اسکوتر سوار شوند.