لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
sort
He likes sorting his stamps.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
pass by
The train is passing by us.
گذشتن
قطار از کنار ما میگذرد.
log in
You have to log in with your password.
وارد شدن
شما باید با رمز عبور خود وارد شوید.
push
They push the man into the water.
هل دادن
آنها مرد را به آب هل میدهند.
stand up
She can no longer stand up on her own.
ایستادن
او دیگر نمیتواند به تنهایی بایستد.
bring together
The language course brings students from all over the world together.
جمع کردن
دوره زبان دانشجویان را از سراسر دنیا جمع میکند.
bring along
He always brings her flowers.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.
solve
The detective solves the case.
حل کردن
کارآگاه پرونده را حل کرده است.
receive
He receives a good pension in old age.
دریافت کردن
او در سنین پیری بازنشستگی خوبی دریافت میکند.
see clearly
I can see everything clearly through my new glasses.
به خوبی دیدن
من با عینک جدیدم همه چیز را به خوبی میبینم.
practice
The woman practices yoga.
تمرین کردن
زن یوگا تمرین میکند.