لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
save
My children have saved their own money.
ذخیره کردن
بچههای من پول خودشان را ذخیره کردهاند.
have at disposal
Children only have pocket money at their disposal.
در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.
ignore
The child ignores his mother’s words.
نادیده گرفتن
کودک سخنان مادرش را نادیده میگیرد.
be eliminated
Many positions will soon be eliminated in this company.
حذف شدن
بسیاری از مواقع به زودی در این شرکت حذف خواهند شد.
kill
The snake killed the mouse.
کُشتن
مار موش را کُشت.
open
Can you please open this can for me?
باز کردن
میتوانی لطفاً این قوطی را برای من باز کنی؟
drive back
The mother drives the daughter back home.
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.
live
They live in a shared apartment.
زندگی کردن
آنها در یک آپارتمان مشترک زندگی میکنند.
lose weight
He has lost a lot of weight.
وزن کاهیدن
او زیاد وزن کاهیده است.
jump up
The child jumps up.
پریدن بلند
کودک بلند میپرد.
forget
She doesn’t want to forget the past.
فراموش کردن
او نمیخواهد گذشته را فراموش کند.