لغت
آموزش قیدها – انگلیسی (US)
there
The goal is there.
آنجا
هدف آنجا است.
alone
I am enjoying the evening all alone.
تنها
من تنها شب را لذت میبرم.
at night
The moon shines at night.
شب
ماه در شب میتابد.
half
The glass is half empty.
نیمه
لیوان نیمه خالی است.
often
Tornadoes are not often seen.
اغلب
تورنادوها اغلب دیده نمیشوند.
always
There was always a lake here.
همیشه
اینجا همیشه یک دریاچه بوده است.
together
We learn together in a small group.
باهم
ما باهم در یک گروه کوچک میآموزیم.
again
He writes everything again.
دوباره
او همه چیز را دوباره مینویسد.
home
The soldier wants to go home to his family.
خانه
سرباز میخواهد به خانه خانوادهاش برود.
often
We should see each other more often!
غالباً
ما باید غالباً یکدیگر را ببینیم!
nowhere
These tracks lead to nowhere.
هیچجا
این ردپاها به هیچجا منتهی نمیشوند.