لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
let in
One should never let strangers in.
وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.
go bankrupt
The business will probably go bankrupt soon.
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.
think along
You have to think along in card games.
هم فکری کردن
در بازیهای کارت باید هم فکری کنید.
trigger
The smoke triggered the alarm.
فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.
allow
The father didn’t allow him to use his computer.
اجازه دادن
پدر به او اجازه استفاده از کامپیوتر خود را نداد.
kick
Be careful, the horse can kick!
لگد زدن
مراقب باشید، اسب میتواند لگد بزند!
destroy
The tornado destroys many houses.
نابود کردن
گردباد بسیاری از خانهها را نابود میکند.
use
Even small children use tablets.
استفاده کردن
حتی کودکان کوچک هم از تبلت استفاده میکنند.
continue
The caravan continues its journey.
ادامه دادن
کاروان سفر خود را ادامه میدهد.
snow
It snowed a lot today.
باریدن
امروز بسیار برف باریده است.
pay attention
One must pay attention to the road signs.
توجه کردن
باید به علایم جاده توجه کرد.