لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
mention
The boss mentioned that he will fire him.
ذکر کردن
رئیس ذکر کرد که او را اخراج خواهد کرد.
do
Nothing could be done about the damage.
انجام دادن
هیچ چیزی در مورد آسیب قابل انجام نبود.
get lost
It’s easy to get lost in the woods.
گم شدن
آسان است در جنگل گم شوید.
say goodbye
The woman says goodbye.
خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.
study
There are many women studying at my university.
مطالعه کردن
زنان زیادی در دانشگاه من مطالعه میکنند.
agree
The neighbors couldn’t agree on the color.
توافق کردن
همسایهها نتوانستند در مورد رنگ توافق کنند.
carry
They carry their children on their backs.
حمل کردن
آنها فرزندان خود را روی پشتشان حمل میکنند.
send
I am sending you a letter.
فرستادن
من به شما یک نامه میفرستم.
let in front
Nobody wants to let him go ahead at the supermarket checkout.
رها کردن
هیچ کس نمیخواهد او را در مقابل صف اسوپرمارکت رها کند.
finish
Our daughter has just finished university.
تمام کردن
دختر ما تازه دانشگاه را تمام کرده است.
dispose
These old rubber tires must be separately disposed of.
دور انداختن
این تایرهای قدیمی لاستیکی باید جداگانه دور انداخته شوند.