لغت
آموزش قیدها – آلمانی
oft
Tornados sieht man nicht oft.
اغلب
تورنادوها اغلب دیده نمیشوند.
einmal
Hier lebten einmal Menschen in der Höhle.
یک بار
یک بار، مردم در غار زندگی میکردند.
jetzt
Soll ich ihn jetzt anrufen?
حالا
آیا حالا باید به او زنگ بزنم؟
genug
Sie will schlafen und hat genug von dem Lärm.
به اندازهکافی
او میخواهد بخوابد و از صدا به اندازهکافی خسته شده است.
gleich
Diese Menschen sind verschieden, aber gleich optimistisch!
همان
این افراد متفاوت هستند، اما با همان اندازه خوشبینانهاند!
warum
Kinder wollen wissen, warum alles so ist, wie es ist.
چرا
کودکان میخواهند بدانند چرا همه چیز به این شکل است.
hinein
Sie springen ins Wasser hinein.
به
آنها به آب پریدند.
rein
Geht er rein oder raus?
در
آیا او میخواهد وارد شود یا خارج شود؟
wirklich
Kann ich das wirklich glauben?
واقعاً
واقعاً میتوانم به آن اعتماد کنم؟
bisschen
Ich will ein bisschen mehr.
کمی
من کمی بیشتر میخواهم.
zusammen
Die beiden spielen gern zusammen.
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.