لغت
آموزش قیدها – آلمانی
zumindest
Der Friseur hat zumindest nicht viel gekostet.
حداقل
حداقل آرایشگاه خیلی هزینه نکرد.
genug
Sie will schlafen und hat genug von dem Lärm.
به اندازهکافی
او میخواهد بخوابد و از صدا به اندازهکافی خسته شده است.
niemals
Man darf niemals aufgeben.
هرگز
کسی نباید هرگز تسلیم شود.
bereits
Er ist bereits eingeschlafen.
پیش از این
او پیش از این خوابیده است.
bisschen
Ich will ein bisschen mehr.
کمی
من کمی بیشتر میخواهم.
schon
Das Haus ist schon verkauft.
پیشاز این
خانه پیشاز این فروخته شده است.
warum
Kinder wollen wissen, warum alles so ist, wie es ist.
چرا
کودکان میخواهند بدانند چرا همه چیز به این شکل است.
mehr
Große Kinder bekommen mehr Taschengeld.
بیشتر
کودکان بزرگتر پول جیب بیشتری دریافت میکنند.
auch
Der Hund darf auch am Tisch sitzen.
همچنین
سگ هم میتواند کنار میز بنشیند.
viel
Ich lese wirklich viel.
زیاد
من زیاد میخوانم.
öfters
Wir sollten uns öfters sehen!
غالباً
ما باید غالباً یکدیگر را ببینیم!