لغت
آموزش قیدها – انگلیسی (UK)
down
They are looking down at me.
پایین
آنها به من پایین نگاه میکنند.
alone
I am enjoying the evening all alone.
تنها
من تنها شب را لذت میبرم.
down
She jumps down into the water.
پایین
او به آب میپرد.
into
They jump into the water.
به
آنها به آب پریدند.
half
The glass is half empty.
نیمه
لیوان نیمه خالی است.
out
He would like to get out of prison.
بیرون
او دوست دارد از زندان بیرون بیاید.
everywhere
Plastic is everywhere.
همهجا
پلاستیک همهجا است.
all day
The mother has to work all day.
تمام روز
مادر باید تمام روز کار کند.
often
Tornadoes are not often seen.
اغلب
تورنادوها اغلب دیده نمیشوند.