لغت
آموزش قیدها – لهستانی
długo
Musiałem długo czekać w poczekalni.
طولانی
من مجبور بودم طولانی در اتاق انتظار بمانم.
coś
Widzę coś interesującego!
چیزی
چیزی جالب میبینم!
właśnie
Ona właśnie się obudziła.
تازه
او تازه بیدار شده است.
dosyć
Ona chce spać i ma dosyć hałasu.
به اندازهکافی
او میخواهد بخوابد و از صدا به اندازهکافی خسته شده است.
dookoła
Nie powinno się mówić dookoła problemu.
دور
نباید دور مشکل صحبت کرد.
znowu
Spotkali się znowu.
دوباره
آنها دوباره ملاقات کردند.
razem
Obaj lubią razem się bawić.
باهم
این دو دوست دارند باهم بازی کنند.
często
Powinniśmy częściej się widywać!
غالباً
ما باید غالباً یکدیگر را ببینیم!
dość
Ona jest dość szczupła.
کاملاً
او کاملاً لاغر است.
znowu
On pisze wszystko znowu.
دوباره
او همه چیز را دوباره مینویسد.
sam
Spędzam wieczór całkiem sam.
تنها
من تنها شب را لذت میبرم.