لغت
ويتنامی – تمرین افعال
بیدار کردن
ساعت زنگ دار ساعت 10 صبح او را بیدار میکند.
تمرین کردن
ورزشکاران حرفهای باید هر روز تمرین کنند.
برش زدن به اندازه
پارچه به اندازه برش زده میشود.
گپ زدن
آنها با یکدیگر گپ میزنند.
قدم زدن
گروه از روی پل قدم زد.
خوردن
جوجهها دانهها را میخورند.
با خود بردن
ما یک درخت کریسمس با خود بردیم.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
نگه داشتن
من پولم را در میز کنار تخت نگه میدارم.
تنفر داشتن
او از عناکبوت تنفر دارد.
گفتن
او به من یک راز گفت.