لغت

پنجابی – تمرین افعال

cms/verbs-webp/47969540.webp
نابینا شدن
مردی با نشان‌ها نابینا شده است.
cms/verbs-webp/101383370.webp
بیرون رفتن
دخترها دوست دارند با هم بیرون بروند.
cms/verbs-webp/74908730.webp
باعث شدن
آدم‌های زیادی به سرعت باعث آشفتگی می‌شوند.
cms/verbs-webp/55128549.webp
پرتاب کردن
او توپ را به سبد پرت می‌کند.
cms/verbs-webp/51465029.webp
کم کار کردن
ساعت چند دقیقه کم کار می‌کند.
cms/verbs-webp/74176286.webp
محافظت کردن
مادر از فرزند خود محافظت می‌کند.
cms/verbs-webp/62069581.webp
فرستادن
من به شما یک نامه می‌فرستم.
cms/verbs-webp/105504873.webp
خواستن ترک کردن
او می‌خواهد هتل خود را ترک کند.
cms/verbs-webp/99207030.webp
رسیدن
هواپیما به موقع رسیده است.
cms/verbs-webp/84330565.webp
طول کشیدن
طول کشید تا چمدان او بیاید.
cms/verbs-webp/118861770.webp
ترسیدن
کودک در تاریکی می‌ترسد.
cms/verbs-webp/130938054.webp
پوشاندن
کودک خود را می‌پوشاند.