لغت
لتونيايی – تمرین افعال
بار آوردن
کار دفتری به او زیاد بار میآورد.
محو کردن
گروه او را محو میکند.
فرار کردن
پسرم میخواست از خانه فرار کند.
ذکر کردن
رئیس ذکر کرد که او را اخراج خواهد کرد.
نوشیدن
او چای مینوشد.
ازدواج کردن
این زوج تازه ازدواج کردهاند.
زدن
قطار به ماشین زد.
بیرون آوردن
من قبضها را از کیف پولم بیرون میآورم.
دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.
گذشتن
گاهی وقتها زمان به آرامی میگذرد.
نگه داشتن
شما میتوانید پول را نگه دارید.