لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.
پایین رفتن
او پایین پلهها میرود.
باید
باید زیاد آب نوشید.
امضاء کردن
او قرارداد را امضاء کرد.
همکاری کردن
ما به عنوان یک تیم همکاری میکنیم.
صحبت کردن
کسی نباید در سینما خیلی بلند صحبت کند.
مست شدن
او تقریباً هر شب مست میشود.
دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر میدهد.
روی ... قدم زدن
من نمیتوانم با این پا روی زمین قدم بزنم.
شناختن
سگهای غریب میخواهند یکدیگر را بشناسند.