لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
برگشتن
بومرانگ برگشت.
زدن
قطار به ماشین زد.
امیدوار بودن
من به شانس در بازی امیدوارم.
فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!
سر زدن
پزشکها هر روز به بیمار سر میزنند.
غلبه کردن
ورزشکاران بر آبشار غلبه کردند.
ساخته شدن
دیوار چین کی ساخته شده است؟
مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازهگیری میکند.
برداشتن
صنعتگر کاشیهای قدیمی را برداشت.
اتفاق افتادن
آیا در تصادف کاری به او افتاده است؟
نگاه کردن
در تعطیلات، به بسیاری از مناظر نگاه کردم.