لغت
ويتنامی – تمرین افعال
معامله کردن
مردم با مبلمان استفاده شده معامله میکنند.
خواستن بیرون رفتن
کودک میخواهد بیرون برود.
نابینا شدن
مردی با نشانها نابینا شده است.
ذخیره کردن
بچههای من پول خودشان را ذخیره کردهاند.
دریافت کردن
او افزایش حقوق از رئیس خود دریافت کرد.
تاکید کردن
شما میتوانید با آرایش به خوبی به چشمان خود تاکید کنید.
ترک کردن
او شغل خود را ترک کرد.
به اشتراک گذاشتن
ما باید یاد بگیریم ثروتمان را به اشتراک بگذاریم.
تعیین کردن
تاریخ در حال تعیین شدن است.
سخت یافتن
هر دوی آنها وداع گفتن را سخت مییابند.
متعجب کردن
او والدین خود را با یک هدیه متعجب کرد.