لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
بخشیدن
من بدهیهای او را میبخشم.
مصرف کردن
او یک قطعه کیک مصرف میکند.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.
دویدن
ورزشکار در حال آمادهشدن برای دویدن است.
تقویت کردن
ورزش از نوع ژیمناستیک ماهیچهها را تقویت میکند.
ازدواج کردن
این زوج تازه ازدواج کردهاند.
تغییر کردن
چراغ به سبز تغییر کرد.
پریدن بیرون
ماهی از آب بیرون میپرد.
بررسی کردن
مکانیکی عملکرد ماشین را بررسی میکند.
حمل کردن
ما دوچرخهها را روی سقف ماشین حمل میکنیم.
بد زدن
همکلاسیها در مورد او بد میزنند.