لغت
فنلاندی – تمرین افعال
دوست داشتن
او شکلات را بیش از سبزیجات دوست دارد.
اجازه دادن
نباید اجازه دهید افسردگی رخ دهد.
تمرین کردن
ورزشکاران حرفهای باید هر روز تمرین کنند.
سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.
پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.
تمام کردن
دختر ما تازه دانشگاه را تمام کرده است.
سوزاندن
او یک کبریت را سوزانده است.
برگشتن
پدر از جنگ برگشته است.
نابینا شدن
مردی با نشانها نابینا شده است.
املاء کردن
کودکان در حال یادگیری املاء هستند.
آوردن
سگ توپ را از آب میآورد.