لغت
زبان کرهای – تمرین افعال
به عهده گرفتن
من سفرهای زیادی را به عهده گرفتهام.
نقاشی کردن
او دیوار را سفید نقاشی میکند.
بالا آوردن
او بسته را به طرف پلهها میبرد.
وارد شدن
او وارد دریا میشود.
مخلوط کردن
نقاش رنگها را مخلوط میکند.
نشستن
بسیاری از مردم در اتاق نشستهاند.
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر میدهد.
خواستن
او خسارت میخواهد.
وارد شدن
وارد شو!
زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.
وارد کردن
برف داشت میبارید و ما آنها را وارد کردیم.