لغت
ويتنامی – تمرین افعال
دور زدن
آنها دور درخت میروند.
نگاه کردن
او از یک سوراخ نگاه میکند.
خروج کردن
لطفاً در خروجی بعدی خارج شوید.
نمایش دادن
او دوست دارد پول خود را نمایش بدهد.
وارد شدن
وارد شو!
نزدیک شدن
حلزونها به یکدیگر نزدیک میشوند.
گزارش دادن به
همه سرنشینان به کاپیتان گزارش میدهند.
اضافه کردن
او بعضی شیر به قهوه اضافه میکند.
ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.
تأیید کردن
او توانست خبر خوب را به شوهرش تأیید کند.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.