raditi za
Naporno je radio za svoje dobre ocjene.
کار کردن برای
او سخت کار کرد برای نمرات خوبش.
birati
Podigla je telefon i birala broj.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
prihvatiti
Kreditne kartice se prihvaćaju ovdje.
قبول کردن
اینجا کارتهای اعتباری قبول میشوند.
snaći se
Lako se snalazim u labirintu.
راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
dešifrirati
On dešifrira sitni tisak pomoću povećala.
رمزگشایی کردن
او با یک ذرهبین کوچکترین چاپ را رمزگشایی میکند.
vjerovati
Mnogi ljudi vjeruju u Boga.
باور کردن
بسیاری از مردم به خدا باور دارند.
suzdržavati se
Ne mogu potrošiti previše novca; moram se suzdržavati.
خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.
trebati
Hitno mi je potreban odmor; moram ići!
نیاز داشتن
من فوراً به تعطیلات نیاز دارم؛ باید بروم!
lagati
Ponekad se mora lagati u izvanrednim situacijama.
دروغ گفتن
گاهی اوقات در شرایط اضطراری باید دروغ گفت.
pregaziti
Biciklist je pregazio automobil.
رانده شدن
یک دوچرخهسوار توسط یک ماشین رانده شد.
izabrati
Teško je izabrati pravog.
انتخاب کردن
انتخاب کردن آن یکی درست سخت است.
slikati
Naslikao sam ti lijepu sliku!
نقاشی کردن
من برای تو یک تابلوی زیبا نقاشی کردهام!