لغت
تايلندی – تمرین افعال
تعیین کردن
تاریخ در حال تعیین شدن است.
نمایش دادن
او دوست دارد پول خود را نمایش بدهد.
توضیح دادن
پدربزرگ به نوهاش دنیا را توضیح میدهد.
ایستادن
کوهنوردی روی قله ایستاده است.
گم شدن
من در راه گم شدم.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.
پیدا کردن
او در خود را باز پیدا کرد.
عادت کردن
کودکان باید به مسواک زدن عادت کنند.
ول کردن
شما نباید گریپ را ول کنید!
تاثیر گذاردن
خود را تحت تاثیر دیگران قرار ندهید!
اتفاق افتادن
آیا در تصادف کاری به او افتاده است؟